دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ی سراپا همه خوبی به تو می اندیشم به تو ای مظهر حسن به تو ای آیت نازبه تو کز حال دلم بی خبری به تو که به گریه ی من می خندی بنگر به سیه بختی خود به دل ساده ی خویش به وفای خود و به بی عهدی خود به همان شب که به من می گفتی عهد و پیمان میان من و تو ره به سوی ابدیت دارد پس چه شد ان همه سوز پس چه شدان همه عشق یاد داری شب مهتابی را آسمان شاهد افسانه ی ما یاد داری که از باغ گل یاس نرم و اهسته گذر می کردیم تو به من قصه ی دل می گفتی و من از بهر تو گل می چیدم پس کجا رفت؟ چه شد؟چه شد ان قصه ی عشق؟ چه شد ان برق نگاه؟ راستی وای به من که پس از ان همه درد بازهم به تو می اندیشم

1391/07/23 - 19:02
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)