دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه نزدیک است جان تو به جانم / که هر چیزی که اندیشی بدانم / شوی حیران و ناگه عشق آید / که پیشم آ که زنده جاودانم ... !/

1391/07/25 - 22:07 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه نزدیک است جان تو به جانم
که هر چیزی که اندیشی بدانم

از این نزدیکتر دارم نشانی
بیا نزدیک و بنگر در نشانم


به درویشی بیا اندر میانه
مکن شوخی مگو کاندر میانم

میان خانه‌ات همچون ستونم
ز بامت سر فرو چون ناودانم

منم هم راز تو در حشر و در نشر
نه چون یاران دنیا میزبانم

میان بزم تو گردان چو خمرم
گه رزم تو سابق چون سنانم

اگر چون برق مردن پیشه سازم
چو برق خوبی تو بی‌زبانم

همیشه سرخوشم فرقی نباشد
اگر من جان دهم یا جان ستانم

به تو گر جان دهم باشد تجارت
که بدهی به هر جانی صد جهانم

در این خانه هزاران مرده بیش اند
تو بنشسته که اینک خان و مانم

یکی کف خاک گوید زلف بودم
یکی کف خاک گوید استخوانم

شوی حیران و ناگه عشق آید
که پیشم آ که زنده جاودانم

بکش در بر، بر سیمین ما را
که از خویشت همین دم وارهانم

«خمش» کن خسروا هم گو ز شیرین
ز شیرینی همی‌سوزد دهانم

مولانا

13 سال و 11 ماه و 4 روز و 9 ساعت و 24 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)