پیرزن با بغض و خجالت گفت:میخوره مادر...شکم گشنه...سنگم میخوره آقای جوون گفت:مگه نژادش چیه؟؟ پیرزن گفت:بهش میگن توله سگ دو پا...اینا رو میخوام برا بچه هام آبگوشت بار بزارم ...خیلی وقته گوشت نخوردن با شنیدن این حرفا اون جوون جا خورد و رنگش پرید و یه تکه از اون گوشتا رو روی آشغال گوشتای پیرزن گذاشت ... پیرزن رو به جوون کرد و گفت:مگه شما اینا رو برا سگتون نگرفته بودید؟؟؟ جوون:چرا مادر... پیرزن گفت:بچه های من غذای سگ نمی خورن و اون تکه گوشت رو گذاشت سر جاش و آشغال گوشتاشو برداشت و رفت.... امان از این روزگار ....همه چی جاش عوض شده...یکی سگش با ناز گوشت می خوره ...یکی بچه هاش خواب آب گوشت می بینه.... بیداد میکنه عدالتت خدا ...