دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی که سرد بود ــ چه سرمایی! انگار داشت چشم تو یخ می بست ــ از پشت عینک آینه ی چشمت افتاد روی برف ولی نشکست روزی که تلخ بود، ویک لیوان چایی کنار پنجره می چسبید آنسوی پنجره تو که می رفتی، اینسو، منی که رفتی و رفت از دست . . . یک سو کسی نبود که می آمد آنسو کسی نبود ... چه سرمایی !!... یک سو هم آنچه بود به سردی داشت در تکه های آینه یخ می بست

1391/07/26 - 17:35
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)