دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

bita
bita
dokhtare-sharor

@✓ سپـیـבـღ جـے گــیلــے❥ یک روز صبح ، فرزند چهارساله ام ، وقتی از خواب بیدار شد ، خیلی پکر بود. اخم کرده بود و در خودش فرورفته بود . او را روی زانویم نشاندم و نوازش اش کردم و پرسیدم : چته عزیزم ؟ چرا ناراحتی؟ گفت : حوصله م سر رفته. پرسیدم : آخه چرا ؟ گفت : همه ش شب می شه، صبح می شه؛ شب می شه صبح می شه...! بی اختیار گریه ام گرفت . و به فرزندم که با تعجب مرا نگاه می کرد ، گفتم : من تازه در سی سالگی به این فکر افتادم ، روزگارم این است . ببین تو که در این سن و سال وارد این عوالم شده ای چه خواهی کشید!

1391/07/27 - 11:11

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)