دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من که فقط بافتن ِ موهایت را بلد بودم ... با شانه ‌های لاغر ِ خمیده‌ ام .... سوی میدان ِ دوئلِ ِ خاکی میرفتم .... که روبرویت ایستادم ....دست‌ هایت را بوسیدم ، و گفتم : عزیزم ، اگر حریفم در این دوئل تیرانداز ِ ماهری نبود ، حتما با تو ازدواج خواهم کرد... ...!!!

1391/07/27 - 12:16
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)