دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی... مجنون هنگام راه رفتن كسی را به جز لیلی نمی دید شیخی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این كه متوجه شود از بین او و مهرش عبور كرد ! شیخ نمازش را قطع كرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی ؟ مجنون به خود آمد و گفت: من كه عاشق لیلی هستم تو را ندیدم... تو كه عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی كه من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟! - حکایت عشق های امروزی مثل پرستیدن این شیخس !

1391/07/28 - 01:33 در پارادوکس
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)