به سیل اشک باید شست راه کاروان را/ هنوز از جبهه میآرند تابوت جوانها را /کدامین کاروان آهنگ یوسف با خودش دارد/ غم ابرو کمان ها مینوازد قد کمانها را /نه پیراهن به تن مانده نه بوی پیرهن مانده /امان از این چنین داغی که میبرد امانها را /به ما با چشم و ابرو گفته بودند از چنین روزی /ولی باور نمیکردیم این خط و نشانها را /به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودند /همانانی که با خود میبرند این استخوانها را /اگر دریا نمیگنجد به کوزه با چه اعجازی /میان چفیه پیچیدند جسم پهلوانها را /خبر دادند یوسفها به کنعان باز میگردند/ ندانستیم با تابوت میآرند آنها را /به روی شانه لرزان مردم یک به یک رفتند/ خدا از شانه مردم نگیرد این تکانها را ...
1391/07/28 - 12:46 در
دارالشهدا