دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ياد دارم در غروبی سرد سرد ! ميگذشت از كوچه ما دوره گرد! داد میزد: كهنه قالي ميخرم ! دست دوم جنس عالي ميخرم! كاسه و ظرف سفالي ميخرم! گر نداري،كوزه خالي ميخرم! اشك در چشمان بابا حلقه بست ، عاقبت آهي كشيد بغضش شكست: اول ماه است و نان درسفره نيست، اي خداشکرت ولي اين زندگيست؟ بوي نان تازه هوشش برده بود! اتفاقا مادرم هم روزه بود، خواهرم بي روسري بيرون دويد! گفت : آقا سفره خالي ميخريد؟

1391/07/28 - 16:17
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)