يه روز عشق و ديونگي و محبت و فضولي داشتن قايم موشک بازي مي کردن . تا نوبت به ديونگي رسيد "" ديونگي همه رو پيدا کرد اما هر چه گشت اثري از عشق نبود !!! فضول متوجه شد که عشق پشت بوته گل سرخ قايم شده و ديونگي رو خبر کرد و ديونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته گل سرخ فرو کرد !! صداي فرياد عشق بلند شد !! وقتي همه به سراغش رفتند ديدند چشمانش کور شده است !!!!! ديونگي که خودشو مقصر مي دونست تصميم گرفت هميشه عشق را همراهي کند . از اون روز به بعد وقتي که هر کي عاشقه ديونه هم هست هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه دوستت دارم مهرباني و صداقت تو درست به ظرافت گلبرگ هاي يک گله نوشکفته است که براي يه پروانه خسته بهترين جاي رسيدن به آرامشه کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد ، کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد ، کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد ... روزي لپ يار کردم بوس؛گفت هم بي ادبي هم لوس؛گفتم گناهم چيست که کردم بوسي؛گفت لب رو ول کردي لپ رو مي بوسي کا
1391/07/29 - 11:54 توسط موبایل