دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این متن رو بخونین..........خیلی خوشم اومدو کپی کردم..........برای دوستام حالا خطاب هم میزنم...............زندگیتون ب قشنگی گل...عمرتون مث گل نباشه قدرهمو بدونین........ شبیه خدا چیزی کم است میدانید.................

1391/07/29 - 19:45 در سمفونے×سكوت×بوف×کور×
26 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!

دختر: توباز گفتی ضعیفه؟

پسر: خب… منزل بگم چطوره؟

دختر: وااااای… از دست تو!

پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا خوبه؟

دختر:اه…اصلاباهات قهرم.

پسر: باشه بابا… توعزیز منی، خوب شد؟… آشتی؟

دختر:آشتی… راستی گفتی دلت چی شده بود؟

پسر: دلم! آها یه کم می پیچه…! ازدیشب تاحالا.

دختر: … واقعا که! پسر: خب چیه؟ نمیگم مریضم اصلا… خوبه؟

دختر: لوووس!

سر: ای بابا… ضعیفه! این نوبه اگه قهرکنی دیگه نازکش نداری ها!

دختر: بازم گفت این کلمه رو…!

سر: خب تقصرخودته! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم… هی نقطه ضعف میدی دست من!

دختر: من ازدست توچی کارکنم؟

پسر: شکرخدا…! دلم هم پیچ میخوره چون تو تب وتاب ملاقات توبودم… لیلی قرن بیست ویکم من!

دختر: چه دل قشنگی داری تو! چقدر به سادگی دلت حسودیم میشه!

پسر: صفای وجودت خانوم!

دختر: می دونی! دلم… برای پیاده روی هامون… برای سرک کشیدن تومغازه های کتاب فروشی ورق زدن کتابها… برای بوی کاغذ نو… برای شونه به شونه ات را رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه… آخه هیچ زنی که مردی مثل مرد من نداره!

پسر: می دونم… می دونم… دل منم تنگه… برای دیدن آسمون چشمای تو… برای بستنی شاتوتی هایی که باهم میخوردیم… برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم ومن مردش بودم….!

دختر: یادته همیشه میگفتی به من میگفتی “خاتون”

پسر: آره… آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!

13 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 23 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

دختر: ولی من که بور بودم!

پسر: باشه… فرقی نمی کنه!

دختر: آخ چه روزهایی بودن… چقدردلم هوای دستای مردونه ات رو کرده… وقتی توی دستام گره می خوردن… مجنون من…

پسر: …

دختر: چت شد چرا چیزی نمیگی؟

پسر: …

دختر: نگاه کن ببینم! منو نگاه کن…

پسر: …

دختر: الهی من بمیرم… چشات چرا نمناکه… فدای توبشم…

پسر: خدا… نه… (گریه)

دختر: چراگریه میکنی؟

پسر: چرا نکنم… ها؟

دختر: گریه نکن … من دوست ندارم مرد گریه کنه… جلو این همه آدم… بخند دیگه… بخند… زودباش…

پسر: وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم؟ کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم…

دختر: بخند… و گرنه منم گریه میکنماا

پسر: باشه… باشه… تسلیم… گریه نمی کنم… ولی نمی تونم بخندم

دختر: آفرین! حالا بگو برای کادو ولنتاین چی خریدی؟

پسر: توکه میدونی من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد… ولی امسال برات یه کادو خوب آوردم…

دختر: چی…؟ زودباش بگو… آب از لب و لوچه ام آویزون شد …

پسر: …

13 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 23 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

دختر: دوباره ساکت شدی؟

پسر: برات… کادو… (هق هق گریه)…

برات یه دسته گل گلایل!… یه شیشه گلاب… ویه بغض طولانی آوردم…!

تک عروس گورستان! پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره…!

اینجاکناره خانه ی ابدیت مینشینم و فاتحه میخونم…

نه… اشک و فاتحه نه… اشک و فاتحه و دلتنگی امان…

خاتون من! توخیلی وقته که… آرام بخواب بای کوچ کرده ی من…

دیگر نگران قرصهای نخورده ام… لباس اتو نکشیده ام…. و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش…!

نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش..۰!

بعد از تودیگر مرد نیستم اگر بخندم…

اما… تـوآرام بخواب…

13 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 22 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

@saeed g
میدونم میان میخونین ولی دوس داشتم دقت بیشتری داشته باشین براهمین خطاب زدم

13 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

ی وقتهایی ک کم میاره ادم....باید کنارش کسی باشه................ متن و با دقت چندباربخونین کلی نکته داره............

13 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 10 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

خاتون قصه های من شبیه اینه..............
دلی ک زیر خاکه نبش قبر میشه فقط.........بهترین هایین...لبخند بزنین نزارین روزهای خوبتون خراب بشع........

13 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت و 9 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

@آقـا اَمـیـن
@الهه خواستم بخونی فقط....
@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
@MaTINGSM بخون شاید خوشت بیاد اشفتگی ها داره این متن....
@✿.•*´BITA ✿.•*´

13 سال و 10 ماه و 29 روز و 17 ساعت قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(11 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)