دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوباره با دوستم در گوشه ای از خانه نشسته ام.می گوید:گویان چرا این قدر تلخی ؟من گفتم: هر لحظه با باران خوگرفتم دیگر از باران کسی بهتر سراغ ندارم.نه من تلخ نیستم تنهایی من فقط مردی ام که در تنها یی خودش زیر باران قدم میزند و کسی نمی تواند مرا درک کند.

1391/08/03 - 07:37
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)