سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت /سرها در گریبان است. /کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را/ نگه جز پیش پا را دید نتواند/ که ره تاریک و لغزان است/ وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون/ که سرما سخت سوزان است /نفس کز گرمگاه سینه می آید برون /ابری شود تاریک /چو دیوار ایستد در پیش چشمانت/ نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم زچشم دوستان دور یا نزدیک/ مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین /هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی... دمت گرم و سرت خوش باد /سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!