دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیروز عصری رفته بودیم خرید ...نیم ساعتی تو ماشین منتظر دختر خالم بودم بیاد ..........تو این نیم ساعت یه پیرزن سر چهار راه دیدم ...نشسته به بود نام نازیبا و مکدر گدایی مشغول ..تمام حواسمو دادم بهش ....تو نیم ساعتی که بودم پنجاه هزار تومنشو خودم به اسکانس دیدم غیر از پولای خورد زیر هزار ....کاسب شد ..............همه درختا رو ما دونه نذاریم تو جامعه ابشو خودمون میدیم ...ماییم درختشون میکنیم ...ما ...

1391/08/08 - 10:12 در شب نامه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)