دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی‌ از فامیلامون ۵ سالشه اسمش اتنا س عمش تعریف میکرد میگفت تو جاده یه قم یه غرفه‌های هست که قران بخوانید جایزه بگیرید بود آتنا رو بردیم با کلی‌ عزت و احترام گذشتنش پشت میکروفن! آتنا شروع کرد: بسم الله رحمان رحیم مستمو مستم آره جردنو بستم آره ازم می‌ترسن! یهو همه یه مسئولین غرفه با باباشو مامانش حمله ور شدن سمت میکروفن....

1391/08/12 - 11:44
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)