دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با خانواده رفتیم خونه یکی از اقوام،دختر صاحبخونه با سینی شربت(البالو)رفت پیش داداشم تا بهش تعارف کنه!داداشم اومد شربت ور داره دستش خورد به لیوان و شربت ریخت رو پاش!یهو مثل فنر پرید بالا و گفت:آی سوختم!!!!! چند لحظه بعد وقتی همه رو دست پاچه کرد یه نگاه به دور و برش انداخت گفت:از همه معذرت میخوام!فکر کردم تو لیوان چایی بود!!!!!!!!

1391/08/12 - 12:05
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)