دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

و .. حرف می زند با نگاهش .. با همه شکستگی اش .. بی اعتمادیش .. و او عاشق است .. میداند .. و نمی تواند .. و نمی خواهد زندگی کند .. نگاهش طعم تلخ جدایی .. طعم شیرین عشق .. طعم گس بودن و نبودن را دارد .. با چشمهایش می گوید " بی تو به کجا می توانم باشم و بمانم .. که مرا بعد از تو ماندنی نیست .. من سالهاست رفته ام .. من در مقابل آئینه ام .. و باز تو .. تو به جای من خود را نشان میدهی .. حرمت عشق را با سکوت پاس بداریم ...

1391/08/14 - 09:37 در هذيان با آيينه
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)