دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سر شب نشسته بودیم با خانواده داشتیم چایی میخوردیم. دیدم داداش کوچیکم خوابه. گفتم عرفان پاشو مدرست دیر شده! خواب آلود یه نیگا به ساعت کرد دید هفت و نیمه با سرعت نور پاشد ،لباساشو پوشید ،کیفشو برداشت رفت تو حیاط دید شبه! o_O من بقیه )))))) اومد تو دید همه شیکماشونو گرفتن از خنده منفجر شدن!

1391/08/16 - 12:59
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)