دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@iOxygen....دوره ی خـوشی ِ آدمــا ، یه تــایـمی داره... وقتی تمـوم شه تــازه یـواش یـواش میفهمی خــوش نبــــودی ! احمــق بـــــودی !!! دوره ی خوشیت رو با كسی بگذرون كه باعث نشه چیزی رو از دست بدی ...!

1391/08/19 - 20:57 در درد دل ..
12 ديدگاه
...Ali

ﺣﺬﻑ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺴﺖ ﺭﻭ ...

13 سال و 10 ماه و 12 روز و 7 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایل
...Ali

ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﺯ ﭘﺴﺖ ﻡ ؟؟ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﺩﺭ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺗﯿﻎ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﻩ
ﮐﻪ ﺑﺰﻧﻢ ﺭﮒ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺭﻭ

13 سال و 10 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط موبایل
نيلـــوفر

چرا اما یه یساعتی گذشته فک رد شاید بهتر شده باشی...

از دستِ همونا ناراحتی؟

13 سال و 10 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبل
...Ali

ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻡ ﮐﻪ ﺷﻮﻧﺰﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ

13 سال و 10 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 35 دقيقه قبل توسط موبایل
...Ali

ﻧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ..ﯾﻪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﻢ ﻣﻨﻮ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻪ ..ﺧﻮﺩ ﺷﻢ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺪﯾﺪﻥ ﻫﺎ ﮐﺎﻓﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻡ

13 سال و 10 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 24 دقيقه قبل توسط موبایل
نيلـــوفر

نامرد نباش دیگه....

همه ما آدما تو یه مقطع زمانی از خودمون ..از اطرفیانمون سیر شدیم..خسته شدیم...ناراحت شدم...

اما همیشه مقطعی بوده ینی گذرا بوده و گذشته...

تو پسِ همه این سختی...ناراحتیا...همیشه یه چیزائی بوده و هست که ما نمیفهمیم...یا دیر میفهمیم...اما قطعا" خدا برامون یه حرفی داشته

ببین اینا که دربارشون اینجوری جرف زدی..پدر و مادر توان..طبق گفته خدا حتی اگه کافر باشن بازم تو وظیفته بهشون احترام بذاری

من نمیدونم چیکارت کردن یا چی بهت گفتن...اما میدونم هر چی هست پدر و مادرتن..

منم خیلی وقتا بوده از دستِ والدینم ناراحت شدم...قهر کردم..دلمو شکوندن
حتی گاهی غیرِ منطقی و ناحوانمردانه باهام رفتار شده..اما من سکوت کردم...

ازون ورم برام اتفاق افتاده که خدا رو شکر کزدم که مثلا" والدینم با ایمانن و من تو این خونواده بدنیا اومدم...و خیلی چیزاء دیگه

اگه بخوام بدترین حالتِ ممکنو در نظر بگیرم و فکر کنم که والدینِ تو از نظرِ اعتقادی مشکل دارن بازم بهت میگم صبر کن ...توکل کن بخدا..درساتو بخون که بتونی یه مدتِ دیگه سرپای خودت وایسی و مستقل شی و شک نکن خدا هواتو داره میبینت میشنوت و یه جائی یه جوری برات جبران میکنه که تو کفِش میمونی

ببخشید زیاد حرف زدم....اما باید میگفتم

13 سال و 10 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 7 دقيقه قبل
...Ali

ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﻧﻮ ..ﺧﻮﺵ ﺣﺎﻝ ﻫﻢ ﺷﺪﻡ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﯼ ﺯﺩﯾﺪ ...
ﺭﺍﺳﺖ ﺵ ﺍﺯ ﻗﺪﯾﻢ ﮔﻔﺘﻦ ﺣﺮﻑ ﺣﺴﺎﺏ ...ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺭﻩ ...
ﭘﺲ ﺳﮑﻮﺕ ...

13 سال و 10 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 38 دقيقه قبل توسط موبایل
نيلـــوفر

اما من سکوت نمیخوام...دوست ندارم شما انقد دلگیر و ناراحت باشی و نا امید

13 سال و 10 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 58 دقيقه قبل
...Ali

ﺑﺎﻧﻮ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺧﻮﺷﯽ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﯿ

13 سال و 10 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط موبایل
...Ali

ﺑﺎﻧﻮ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺧﻮﺷﯽ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ ..
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﭼﮏ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﺷﻪ ﺷﺐ ﺵ ﺍﻭﻥ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪ ....
ﺍﺻﻼ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺪ ﻧﺎﻑ ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﻏﻢ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺑﺮﯾﺪﻥ ...

13 سال و 10 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط موبایل

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)