ای زیباترین روح پرستنده ام. من پرشکوهترین سرودهای عالم را در ستایش تو خواهم سرود. من پرشکوهترین ترانه های عاشقی را که برخوردارترین معشوقان جهان از آن نصیبی نبرده اند برایت خواهم خواند. ای غزل غزل های دل من ! کلماتی را که در کار زیبائی های زیبای تو برخواهم گزید که سلیمان رانیز-که زبان پرندگان می داندوازکبوتران عاشق شعرخداراآموخته است- در پیشگاه چشمان آزرده ی معشوق خویش چنان از شرم پریشان کند که هرگز سر از گریبان بر نتواند داشت. در آستان محراب تو-ای قدسی محراب معبد مهر- چنانت به درد و اشک دعا خواهم گفت که خدایان همه ی عصرها از پرستندگان پارسای خویش از همه ی زاهدان شب زنده دار خویش و همه ی عارفان مشتاق و عاشقان گداخته ی خویش که در همه ی امت ها دعایشان گفته اند و به گرمترین اورادشان عبادت کرده اند سرد گردند. من از شرق دور -سرزمین قصه های خوب و عشق های نرم و آفتاب- بار دیگر روی به سویت آورده ام و از صمیم قلب با تو نجوا کنان شب را می گذرانم.