دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ميرسونمت

1391/08/22 - 20:31 در داستان کوتاه
3 ديدگاه
گـلـپــری

يک شب که باران شديدي ميباريد پرويز شاپور از شاملو پرسيد : چرا اينقدر عجله داري ؟

شاملو گفت : مي ترسم به آخرين اتوبوس نرسم .

پرويز شاپور گفت : من ميرسونمت .

شاملو پرسيد : مگه ماشين داري ؟

شاپور گفت : نه ! اما چتر دارم

13 سال و 10 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 5 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)