دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این داستان خیلی خیلی حال به هم زنه ، نرید بخونید به من فش بدیدا ! اگه بیماری قلبی ،مغزی ،ذهنی ،اخلاقی دارین این مطلبو نخونین گفتم هاااااا :دوتا مرده شور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا هاشو میخوردن یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟ میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره. بعد که تموم می‌شه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود اونم حالش به هم میخوره همه‌رو بالا میاره بعد اون یکی‌ شروع می‌کنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمی‌‌گی توش مو بود چندش رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم ! عمه دارم فش ندی

1391/08/23 - 16:06
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)