دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شبي از شبها مردي خواب عجيبي ديد. او ديد كه در عالم رويا پا به پاي خداوند روي ماسه هاي ساحل دريا قدم ميزند و در همان حال در آسمان بالاي سرش خاطرات دوران زندگيش به صورت فيلمي در حال نمايش است او كه محو تماشاي زندگيش بود ناگهان متوجه شد كه گاهي فقط يك نفر روي شنها ديده ميشود و آن هم وقتهايي است كه او دوران پر درد و رنج زندگيش را طي ميكرده است. بنابراين با ناراحتي به خدا كه در كنارش راه ميرفت رو كرد و گفت :پروردگارا... تو فرموده بودي كه اگر كسي به تو روي اورد و تو را دوست بدارد در تمام مسير زندگيش كنارش خواهي بود و از او محافظت خواهي كرد. پس چرا در مشكل ترين لحظات زندگيم فقط جاي پاي يك نفر وجود دارد؟ چرا مرا در لحظاتي كه سخت به تو نياز داشتم تنها گذاشتي؟ خداوند لبخندي زد و گفت : بنده عزيزم من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام . زماني كه در رنج و سختي بودي من تو را روي دستانم بلند كرده بودم تا به سلامت از موانع و مشكلات عبور كني.

1391/08/24 - 13:35
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)