دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نرفتم هیچ کجا.....الان بهترم مهمونا رفتن اخرش...ومن همچنان سکوت...روزبدی نبود یکم نگران بودم فقط...دوستام ازشمال اومدن دیدنم ..قراربودبرم جاده چالوس نشد....هعیییییییییی مهمون مسخره ای اومده بودو خواهرمم همش نفس عمیق میکشید دخترتازه عروش شدشونو نکشه...من ک مث همیشه تو اتاقم بودم..وی کتاب هم روب روم بود......دخترشون انقد فک زد وازشوهرش گفت ک خواهرم نکشتش شانس اورد........اسم منو ک اورد اومد تو اتاق گفت کری نمیشنوی یا خودتوب بفهمی زدی بیا جوابشوبده تا ی چیزی نگفتم...خندم گرفت....روم حساسه......رفتم بیرون نشستم هنوز داشت ازشوهرش میگفت ....دیدم ادم بیشعوراخه حرف زدن نداره...دوباره اومدم تواتاقم..خواهرمم فهمیدو سکوت کرد......

1391/08/26 - 00:01 در سمفونے×سكوت×بوف×کور×
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)