دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در من جنازه ای متحرک بود با خواب های قی شده سر می کرد در تو سری که می زند از دیوار... و قرص هات داشت اثر می کرد با فلسفه به حکم شکم سیری، با منطق شکسته ی تعمیری! شب ها درخت سرو اساطیری در باغ، واردات تبر می کرد استاد از ازل به عدم می رفت، از کوچه ی بغل به حرم می رفت تا از شکم به زیر شکم می رفت، اردک اگر نبود پسر می کرد!! ماهی شدی به وسوسه ی اِشراق! شب های درک هستی و استفراغ رگ می زدی به تیغ ترین برّاق! خون، کوسه را اگرچه خبر می کرد با بنگ در میان جنون رفتن، با یک سرنگ داخل خون رفتن

1391/08/30 - 10:27
1 ديدگاه
˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙

امروز , چِرکــ نویسِ یِکـی از نآمهِ هآی قَدیمی رآ پیدآ کَردَم

کآغَذَش هَنوز ,

از آوآز ِ آن هَمهِ وآژه بی دَریــغ , سَنگین بود ...

از بآرانِ آن هَمهِ دَریــآ ...

از اشتیــآقِ آن هَمهِ اَشکـــ ...

چِقَدر سآده بَرآیَتـــ تَرآنهِ می خوآندَم ...

چِقَدر لَبـــ هآی تو ,

دَر رَعآیتــ ِ تَبَسُم بی ریــآ بودَند ...

چِقَدر جَوآنهِ رویــآ ,

دَر بآغچهِ بیدآریمــآن سَبز می شُد ...

هَنوز هَم کَسی رآ پیدآ می کُنَــم

و از آن روز هــآی بی بَرگَشتـــ بَرآیَش می گویَم ...

نمی دآنی مُرور دیدآرهــآی پُشتــِ سَر ِ هَم چهِ کیفــی دآرَد ...

بهِ خآطــر آوَردَنهِ خوآبــ هآی هَر دَمِ رویــآ ...

هَمیشهِ قَدَم هآی تو رآ

تآ حَوآلیِ هَمــآن شِمشــآدهآی سَبز ِ سَر ِ کوچهِ می شُمُردَم ,

وَبَعد بَرمی گَشتَم ...

وَ بهِ یآدِ تَرانه ای تآزه ای می اُفتآدَم ...

حآلآ بَضی از این تَرآنهِ هآ ,

دیگَر هَم سَن و ســآل ِ بآتو بودَند !

می بینـــی ؟

بَرگــ تآ نَخوردهِ آن چِرکــ نویس هآی قَدیمی ,

دوبـآره از شِکَستَنِ شیشهِ ی بُغض ِ مَن تَر شُد ...



پُروفآیلتـــ مثــ هَمیشهِ عآلـــی بود عَزیزَم ,

اون طَرَفآم بیــآی خوشحـآل می شَم : )

موفَق بآشی ...

13 سال و 5 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)