دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی از دوستام داداش دو قلو داره یه روز تو خونشون داشتن شیطنت و بازی میکردن که پدربزرگ پیرشان شاکی شد و افتاد دنبالشون من و دوستم هم نگاه میکردیم فقط، اولی رو گرفت و چند تا پس گردنی زد و ولش کرد باز افتاد دنبالشون دوباره قاطی شدن و از شانس بد باز اولی رو گرفت و هی میزد بنده خدا هر چه داد و فریاد میزد که من کتک خوردم انگار به دیوار میگفت من و دوستم هم فقط خابیدیم ازخنده!!!!!!!!!!! !!!

1391/09/01 - 10:58
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)