دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

pouyan
pouyan
pouriakhafan

مسافر خسته ی من بار سفر رو بسته بود تو خلـوت آیینه ها به انتظار نشسته بـود می خواست که از این جا بره اما نمی دونست کجـا دلش پر از گـلایه بــود امــا نمی دونست چــرا دفتــر خاطــرات شو رو طاقچـــه جا گذاشت و رفت عکسای یادگــاری شو بـــرای ما گذاشت و رفــت دل که به جــاده می سپــرد کسی اونــو صــدا نکــرد نگــــاه عاشقـــونــه ای بــــرای اون دعـــا نکــرد حــالا دیگه تو غربتــش ســـتاره ســـر نمی زنـــه تـــو لحظــه های بی کسی ش پــــرنده پــر نمی زنــــه بــا کــوله بار خستگــــی تـــــو جــاده های خاطــره مســافــر خســــته ی من یـــه عمــره که مســافره

1391/09/03 - 13:46
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)