میدونین الان دارم نوشته های یکی شونومیخونم.....................سر ی سوتفاهم ازهم جداشدیم..........هنوزم برام عزیزه.............من هستم اونم هست.............یکی ک تمام دردو دلهامو بهش میگفتم...اوایل ک اومده بودم..........واقعا سخت بود برام حرفامو قورت بدم.......بدیو بدیو میرفتم یاهو همیشه بود....بهش میگفتم حرفامواونم ارومم میکرد............ارامش اون روزا عالی بود....میدونم الان کجاست...توی دنبالرهم هست.....احتمالا هم نوشته هامو میخونه............ممنونم ازش ..ولی جدی اون شب ی سوتفاهم بود......کاش جدانمیشدیم.
1391/09/03 - 17:47 در
سمفونے×سكوت×بوف×کور×