دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرز در عقل و جنون باریـــک است ...كفر و ایمان چه به هم نزدیک است ...عشق هم در دل ما سردرگم ....مثل ویرانی و بهت مــــــردم ....گیسویت تعزیتی از رویـا ...شب طولانی خون تا فردا ....خون چرا در رگ من زنـجیر است ....زخم من تشنه تر از شمشیر است ....مستم از جام تهی حیرانی ....باده نوشیده شده پنهانــــی ..... عشق تو پشت جنون محو شـده... هوشیاری است مگو سهو شده ... من و رسوایی و این بار گناه .... تو و تنهایی و آن چشم ســیاه .... از من تازه مسلمان بگذر ، بگــذر .... بگذر ، از سر پیمان بگذر ، بگذر .... دین دیوانه به دین عشق تو شـــد .... جاده ی شك به یقین عشق تو شد ....مستم از جام تهی ، حیرانی.... باده نوشیده شده پنـــــــهانی ....

1391/09/05 - 19:23
3 ديدگاه
اميررضا

شاهكاره ،‌ شعر عالي،‌ موسيقي عالي،‌ صداي قرباني عالي ،‌ در نتيجه تيتراژ هميشه ماندگار... و دوست داشتني .

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 51 دقيقه قبل
اميررضا

دین دیوانه به دین عشق تو شـــد .... جاده ی شك به یقین عشق تو شد

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 10 ساعت و 49 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)