دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اگر دست ِ من بود ...

1391/09/07 - 01:35
4 ديدگاه
днᄊαÐя£zα

شالیزار ها را با / رو سری ات آشتی میدادم

و با کشیش ها کنار می آمدم که

ناقوسشان از خنده های تو پیروی کند

تا حتی خدا / وسط حرف هایت نپرد

اگر دست من بود / شمال تمام نقشه ها را به سمت تو می کشیدم

و از روی عرشه های پر رفت و آمد

از تنها چشم یک دزد دریایی

در یک چشم/ بهم زدنش / وسوسه را درک میکردم

که پای چلاقش را / در یک کفش ِ کشف ِ برمودای تو کرده

و از وقتی که اسکاتلندی رقصیدنت را دیده

با تمام وایکینگ ها / چپق صلح کشید

اصلا بگذار دست من نباشد / تمام حرف هایی که از تو میزنم

همین که / هر شب خوابم را در نزدیک ترین اقامت گاه ساحلی ِ بازوانت / میبینم

همین که / هر روز با چای چشم ِ تو / خورشید را تحویل میگیرم

همین که دعوا هایمان به هیچ چمدان بستنی ختم نمی شود

برای هفت پشت ِ / شعر های من کا[!]ت

بیا انتهای این شعر را انگشت بزن

انگشت / نمای تو بودن دنیای مرموز ِ خودش را دارد

13 سال و 9 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 50 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

همیشه در حالیكه

یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!

یه عالمه اشك توی چشاته!

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...

باید بگی:خب...خداحافظ !...

13 سال و 9 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 49 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)