دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شیشه ای میشکند... یک نفر میپرسد: چرا شیشه شکست؟! مادر میگوید: شاید این رفع بلاست... یک نفر زمزمه کرد:باد سرد وحشی مثل یک کودک گستاخ امد شیشه ی پنجره را زود شکست... کاش امشب که دل من مثل ان شیشه ی مغرور شکست عابری خنده کنان می امد...تکه ای از ان برمی داشت و مرحمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید از خودم می پرسم: ایا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟! دل من سخت شکست اما هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا‍؟؟؟؟؟

1391/09/07 - 08:37
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)