تو رفته ای ز پرتگاه باورم برای تو از ارتفاع عاشقانه می پرم برای تو من آن نهال سخت کوش بی ریا و صادقم نه آن درخت مضحک تناورم برای تو امید پوچ بودنت و رد پات روی برف و پچ پچ صدات مانده در سرم برای تو تمام التماس چشمهای تو برای من و داستان زخم های پیکرم برای تو ترانه های بی کسی برای من شروع شد تو نیستی و من که بی تو شاعرم برای تو تمام هستیم فدای زلف های چون شبت برای توست باطنم و ظاهرم برای تو غزل به احترام چشم ساده وصمیمیت بایستد که قافیه بیاورم برای تو نگاه کن ببین که میروی چگونه میشوم؟ و من نمی توانم از تو بگذرم برای تو