دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@ąƦą ツ§ واسه «سارا» خـــــــــــــــانم...

1391/09/16 - 10:56
1 ديدگاه
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

سارا نبودی
چشم گریان را ببینی
آن قدر باریدم که
ب
ا
ر
ا
ن را ببینی

وَللَـه
که بی تو
شهر،
خود را
حبس می‌کرد
بهتر!
نبودی
بغضِ طهران را
ببینی

تهران مان،
طهران نشد
بهتر!
نبودی
این راهزن،
این راه بندان را
ببینی

*
بی‌بی
به چشمان تو دل خوش کرده
سارا !
کافی‌ست
عکس لای قرآن را ببینی

رفتی...
لَقد...
ماندم...
خَلَقنا....
فی کبد را
از بر شدم
تا رنج انسان را ببینی

بی‌بی
خودش می‌گفت:
سارا قسمت توست
بی‌بی
خودش می‌گفت:
فنجان را ببینی

از ترکه‌ها
بر پای سارا می‌نویسی
وقتی که
کابوسِ دبستان را ببینی

*
آن‌قدر
پشت پنجره ماندم که شاید
یک لحظه
این سوی خیابان را ببینی

*
راضی
به مرگت می‌شوی
مانند سارا
وقتی نخواهی
خانِ چوپان را ببینی

وقتی که دیدم
زود سرما می‌خوری، باز
تقویم را
بستم
زمستان را
نبینی

13 سال و 9 ماه و 14 روز و 9 ساعت و 49 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)