دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه داستانک کوتاه از خودم . دوستمون samsha(افتخار دنبالر) یه پست زد یادش افتادم . یه روز ریش بابام رو میزدم تموم که شد نا خداگاه بوسیدمش . گفت من هر وقت ریش بابام رو میزدم همین کارو میکردم . بعد مکثی کرد گفت می ارزید . دیگه نتونستم تو صورتش نگاه کنم

1391/09/18 - 09:28
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)