دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفته بودم سر حوض// تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب// آب درحوض نبود// ماهیان می گفتند// هیچ تقصیر درختان نیست// ظهر دم کرده تابستان بود// پسر روشن آب لب پاشویه نشست //و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد// به درک راه نبردیم به اکسیژن آب// برق از پولک ما رفت که رفت// ولی آن نور درشت //عکس آن میخک قرمز در آب// که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد //چشم ما بود// روزنی بود به اقرار بهشت// تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن// و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است// باد می رفت به سر وقت چنار// من به سر وقت خدا می رفتم.

1391/09/20 - 13:20
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)