روزگار سگی روزهای تلخ روزهای سرد روزهای زرد روزهای بی آفتاب روزهای " مرگ ما به خانه ات برو ننه سرما " روزهای جدایی بی قراری انتظار روزهای " حتی اگر شده دیر هم بیا" روزهای غم روزهای گریه گریه نه ... هقهق روزهای قبولِ اینکه " تو هم باید بشکنی دل " روزهای افسردگی شب که میشه پر از دلمردگی روزهای دکتر و شفا خانه روز های" بی تو این خانه بی خانه" روزهای غربت روزهای خواب روزهای کابوسهای تار روزهایی که میگی " همه برید گم شید ... بهار تو هم نیا" روزگار سگی که زنجیر پاره کرده و میگه من سگم .. یا تو سگی ؟؟
1391/09/23 - 15:51 در
سیاه مشق های یک دیوانه