دوست دارم شرم از گفتن حسرت از نگفتن خاطره های سنگین در عبور از لحظه های سنگین در عبور از لحظه هایی تلخ غم آغوش آسمانم بدون ماه در حسرت یک نگاه که بگوبمت با چشمانم دوست دارم دهان بازو زبان سنگین چقدر این کلام به بعضی فر برده ام خداهش دل تن تب دارم و التماس به زبان سنگین که بگو بمت دوست دارم گام هایت سنگین زمان نفس .....نفس میر ند زیر گام هایت التماس یک نگاه شدی که بگوبمت دوست چه سخت است یاد نا گفته هایی زیبا بجا ماندن یک دل شیدا عشق نا پیدا عشق در عباری نا پیدا در حسرت یک کلام آشنا که بگوبمت دوست دارم پس نگاه کن و گوش بده به که بگوبمت دوست دارم....
1391/09/24 - 15:50 توسط موبایل