دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه شب منتظری همه جا می نگری گاه با ما سخن می گویی گاه با رهگذران اثر گمشدهای می جویی؟ راستی ، گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صوفی در دریاست؟ یا خداییست که از روز ازل پنهان است؟ بارها آمد و رفت بارها انسان شد و شهر هیچ ندانست که بود خود او هم به یقین آگه نیست چون نمی داند کیست چون نمی داند کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست؛ همچنان منتظرم همچنان منتظر نامه ای از سوی تو ام که اگر نامه رسان گرگ بیابان باشد دشمن جان باشد قدمش می بوسم تا که دلباخته ی بره شود بهترین عاشق این دره شود واگر در نامه ننویسی چیزی همه احساس تورا در همان صفحه ی بی حرف و کلام در یابم…

1391/09/25 - 18:00 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)