دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به تنه زد .. زن بی وقفه شروع به دادن و بد وبیراه گفتن کرد .. بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .. که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت : چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟! تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من این کار را ندادید!!

1391/09/27 - 17:30
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)