سخت است... نگاهش در نگاهت بیفتد اما هیچ حسی بوجود نیاید. هنگامی که به تو ابراز علاقه میکند،در ظاهر خوشحال شوی اما در باطن بگویی بس است دیگر دروغ نگو... هنگامی که از تو میپرسد خوبی؟بغض گلویت در چشمانت هویدا شود اما با لبخندی تلخ بگویی خوبم...! زمانی که بار غم بر شانه هایت است ولی لبت به شکایت باز نمیشود و هیچ دست مهربانی نیست که نوازشت کند و صنگ صبور غم هایت باشد. به خدا سخت است،لحظه ای که عمق سکوتت از بلند ترین فریاد ها هم بلند تر است.اما همه ی گوش ها این فریاد را نمیشنوند. و حال ای تنهایی !ای که همیشه یاورم بوده ای،عمق سکوتم را دریاب،حالا که از زندگی فقط تو سهم من شده ای پس کمی با من مدارا کن...................