دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روی دستش نشست، نیشش را فرو برد و شروع کرد به مکیدن خون. مادر، بی حرکت ماند؛ اگر او را فراری می داد ممکن بود در تاریکی شب به سراغ کودکش بیاید. .... ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ /ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺒﯿﻨﯽ

1391/09/30 - 19:21 توسط موبایل
2 ديدگاه
...Ali

@*.ღ·´☁·´ℳäɧŧ∂ß ·´☁´·ღ.*
آری ام شب شب یلدا است
شب فال
شب عشق
شب هندوانه
وشب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک

13 سال و 9 ماه و 4 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایل
*.ღ·´☁·´ℳäɧŧ∂ß ·´☁´·ღ.*

ممنون آقا علیخیلی قشنگه
یلدای شما هم مبارک

13 سال و 9 ماه و 4 ساعت و 6 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)