دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یـــکی از بــزرگترین فانتزیای من اینه که یه روز صبح از خــــونه بزنم بیرون.بیــــن راه کیفم رو بزنن.بعدش اون دزده بره تصادف کنـــه .هیچی ازش باقـــی نمونه فقـــــط کیف من باقی بمونه.بعد تــشخیص بدن که من بودم.که دار فانی رو وداع گفتم:ا بعدش وقتی دارن خاکش میکنــــــــــــــن من از دور بیـــــــــام. با یه چهره نـورانی ))) بگــم آهای مـن زندم)) اگه هم اینجور باشــــه بابام به خاطـــر خرج مراســـم که رو دستـــش گذاشتم حتما کارو یکســـره میکنه ) از مــــــن متـــــــــــــــــــوهم تر هم هســـــــت آیا :ا

1391/10/02 - 10:52
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)