دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1990
1990
ksilent

سرفه امان نمیدهد... خانه بوی دلتنگی به خود گرفته بود... دیوارهای سفید این اتاق را دوست دارم... پرستار لبخند میزند و مدام میگوید مهندس تو که باز اومدی... با زحمت و سرفه میگویم: این یعنی دلتنگم بودی؟... میخندد و میگوید: دلتنگ بوار و پکوشه هایت بودم... چشمانم را میبندم و میگویم: کاش از من به جای بوار و پکوشه خودم باقی میماندم... .

1391/10/02 - 21:25
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)