دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mehrdad
mehrdad
mehrdad_khan2012

یکی از دوستان تعریف میکرد من و داداشم خیلی با هم صمیمی هستیم و همیشه با همیم... ولی داداشم همه کارهاشو مثل پاس کردن چک ها تعمیر ماشینش و ... رو میندازه گردن من!!! یه روز با خانواده دور میز ناهار نشسته بودیم و داشتیم ناهار میخوردیم که من برگشتم به زن داداشم گفت ای بابا پس کی بچه دار میشین من عمو بشم دیگه!!! بابام با خنده گفت مهرداد جان اون که دیگه دست داداشته دست خانمش نیست... منم مشغول خوردن بودم گفتم اوووووه اگه به اون باشه که اینم میندازه گردن من!!!! یه دفعه دیدم همه ساکت شدن.... در اپسیلون ثانیه خودمو گم و گور کردم!!!

1391/10/03 - 15:16
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)