دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR
SaMyaR
a_samiyar

کنج اتاق، آرام نشسته ام جوانی ام چنگی به دل نمی زند مادر، برخیز، کفش هایم را پاک کن کیف و کتابم را بردار می خواهم به کودکی برگردم .... " زیاده خواه نیستم جاده‌ ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی‌.. یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی.. کمی‌ هیزم.. کمی‌ آتش.. مه‌ جنگلی‌.. کمی‌ تاریکی محض.. کمی‌ مستی.. کمی‌ مهتاب.. و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار .. تـو باشی مـن باشم و ..هــیچ دنــیـا هم ارزانی خودشان "

1391/10/03 - 15:16
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)