دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

............... ...

1391/10/03 - 15:37 در میکده
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

وقتی که باشی

با نگاه دریا

تنهایی ام در انزوا گم می شود

سایه ها

دردهای دیوار

محو آفتاب و فرومانده از آبی عشق

با چشمانت

یک سبد دلواپسی

یک خاطره ی کهنه

ویک لبخند به جامانده

می نویسم ... می نویسم

غزل واره های شیرینت را

رویای بارانی ات را

می سرایم

در کوچه های تنگ اقاقی ها

و چقدر بوته ها به جویها دلخوشند

نفس را به برگهای فروافتاده می شمارند

بازهم می خوانم

با زلال آب

به تصویر ناپیدای کودکی ها

به فلوت دستان باد

و در آرزویی

در سیر ماندن و بودن

رهایی از ناکجا و نابودن

ناسروده های که می مانند

با دل می تازند

ومن شبگرد برگهای خیس

در پهنای غم های دیر

در چمن

در آوارگی

در خلوت

تو را حک می کنم

13 سال و 9 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 49 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)