دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد توتشنه ی آتش باشی و نه آب و چشمه که خشکید چشمه، که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید تو تشنه ی آب گردی و نه آتش. و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی، که تا بود، از غم نبودن تو، می گداخت...

1391/10/17 - 02:10
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)