دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪ 19 ﺳﺎﻟﮕﻴﻢ ﺧﻮﺩﻡ ﻳﺎﺩﻡ ﻧﺒﻮﺩ، ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﺩﺭ ﻗﻔﻠﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺷﻪ، ﻳﻪ ﺑﺎﺩ ﮔﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻭﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﻭﺳﻂ ﺧﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺍﻧﻘﺪ ﺻﺪﺍﺵ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺩﻡ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﭼﺮﺍﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻛﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﺪﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻭﺳﻂ ﺳﺎﻟﻦ ﺑﺎ ﻛﻼﻩ ﺑﻮﻗﻲ ﻭ ﺑﺮﻑ ﺷﺎﺩﻱ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﻛﻒ ﺳﺎﻟﻦ ﻫﻲ ﻣﻴﺨﻨﺪﻥ ﺑﻌﺪ ﻳﻜﺴﺮﻱ ﻫﻢ ﺳﺮﺥ ﺷﺪﻥ ﻣﻴﮕﻦ ﺗﻮﻟﺪ ﺗﻮﻟﺪِﺕ ﻣﺒﺎﺭﻙ... ﻛﻴﻜﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭﺳﻂ ﺳﺎﻟﻦ، ﺧﻼﺻﻪ ﺷﺐ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﻣﺎﻧﺪﻧﻲ ﺷﺪ !!

1391/10/25 - 10:33
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)