اگه بچه ما، با تربیت دینی بزرگ بشه، این نوع تربیت هم به خودش و هم به اطرافیانش کمک می کنه. بچه ای که با خدا آشنا شده باشه، توی زندگیش احساس خلا و پوچی نمی کنه. حس می کنه یه تکیه گاهی داره که می تونه موقه مشکلات، به اون تکیه کنه و ازش کمک بخواد. نه اینکه موقه مشکلات، روحیه خودشو اطرافیانشو خراب بکنه و بعد کاری کنه که دودش بره توچشم خودش وبقیه. جالبه وقتی داستان حضرت یوسف(ع) رو ورق می زنیم می بینیم؛موقه ای که برادرای یوسف اونو به چاه میندازن، اون، 9سال بیشتر نداشت ولی چون تربیت دینی شده بود،روحیه خودش رو از دست نداد بلکه با تکیه و استمداد از خدا به جایی رسید که همگی اونو به عنوان عزیز مصر می شناختن. برای اینکه پدرومادرها متوجه بشن که چقدر بچه اشون تربیت دینی شده، یک راهش اینه که پدرومادرها به بچه ها مسئولیت بدن یا اینکه موقه ای که بچه، به مشکلی برمی خوره، اجازه بدن، اون مسئولیت یا مشکل رو خودش حل کنه و اونها فقط نقش نظارتی رو داشته باشند. اونجاست که می تونند متوجه بشن که بچه اشون چقدر با خداش ارتباط داره، چقدر خدا رو درگیر زندگیش می کنه، چقدر صبر و تحمل داره و از کوره در نمی ره و....