دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@نادر(Kamyab) انسانهای بلند همت هیچ گاه خودشان را ارزان نمی فروشند آنان که در مقابل یک چشمک و ناز و خنده و وعده خلع سلاح می شوند و سپر می اندازند و دامن اختیاررا از دست می دهند قیمت خود را نمی دانند....و از نرخ بازار ارزشها بی خبرند... اگر دل به چیزی می بندی به چیزی ببندکه بیارزد ...اگر عشق می ورزی عاشق چیزی شو که تو را هم قیمتی کند نه آنکه تو را از ارزش بیندازد.حیف است که دلها بی در و دروازه باشند و عشقها بی هویت و بی شناسنامه....!

1391/10/29 - 16:36
2 ديدگاه
نادر(Kamyab)

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده ی اشک از دل من باز امشب
ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
مرغ دل در قفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
بیم آن است که از پرده فتد راز امشب
گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
پر چو پروانه کنم باز به پرواز ناز امشب
کرد شوق چمن وصل تو ای مایه ی ناز
بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب
شهریار آمده با کوکبه ی گوهر اشک
به گدایی تو ای شاهد طناز امشب

13 سال و 8 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 28 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)